خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

31

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

در تبانى ، نقش استيصال ديدم در قريش * تا كنند از ريشه ، بنيان رسالت روى طيش نقش اين توده همان قتل پيمبر بود و بس * ( در نظر بر خرمن ما نارواخگر بود و بس ) امن را از ما باستمرار ، ممنوع داشتند * خوف را بر خاندان ما روا پنداشتند كوچمان دادند اجبارا به شعب بىعلف * ساليان ممنوعمان كردند بى جا از هدف خرمن امنيّت ما را به آتش سوختند * نار جنگ نابرابر بهر ما افروختند ( طىّ سال هفتم بعثت چنين شد ماجرا * شعله‌ها برخاست از نار عداوت بر فضا ) ما بعزم ايزد بينا و دانا ، در هدف * شرّ دشمن را از او كرديم ، دور بر طرف از حريم حرمت او دور كرديم هر بدى * تا نيفتد قصد بد بر آن رسول سرمدى مؤمن ما از خدا پاداش پشتيبانى از پيمبر را مىطلبد و كافر ما به جهت خويشاوندى با آن بزرگوار ، به او حمايت مىكند . 2 مؤمنان خواهند اجر پشتيبانى از خدا * ز آنچه آوردند ايمان بر رسول مصطفى ( ص ) كافر ما روى خويشى و قرابت با رسول ( ص ) * طالب حقّ حمايت از خداى لا يزال ( يارى او بر پيمبر بود و حتّى بهر جيش * آنچنانكه با پيمبر هر دو بودند از قريش ) از قريش آنكس كه او ايمان بحقّ آورده بود * در دل اندر شمّه‌اى پروا ز كفّارش نبود بر اساس اينكه عهدى در ميان بود و قسم * ( يا كه پيمانى مقرّر ، با شروطى منتظم ) يا بنائى بود از قومى و خويش در ميان * ( زين جهت بودند از كشتار حتمى در امان ) چون فرمان خدا ، براى جنگ با مشركين صادر ميشد ، آتش جنگ افروخته ميگشت و مردم از بيم جان باز ميايستاد . آنگاه رسول بزرگوار اهل بيت خود را جلو ميفرستاد . 3 صادر آمد تا براى جنگ ، امر كردگار * بين اهل كفر و ايمان سخت ميشد كارزار باز ميايستاد خلق از ترس و بيم جان خويش * تا پيمبر اهلبيت خويش را ميخواند پيش